احوالپرسی به زبان انگلیسی

خرید بک لینک
sometimes it is hardTo put feeling into words But I want you to know How you affect me When I wake up And see you in the moing I am so happy That we are together I respect you I admire you I love yo احوالپرسی به زبان انگلیسی...

ما را در سایت احوالپرسی به زبان انگلیسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 14:18

چقد خوشحالم در کنار تو ! دیر زمانی بود دلم قدم زدن می خواست آن هم زیر باران آن هم دونفری !!! باران هوای دو نفره ست . چه زیباست ! با تو بودن زیر باران ! چه دلنشین است صدایت که با باران هم خوانی می کند احوالپرسی به زبان انگلیسی...

ما را در سایت احوالپرسی به زبان انگلیسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 14:18

for Our Annivers,with Love On our anniversary I think back to When we first met When we first datedWhen we first loved each other When we first had a disagreement When we first made up When we first l احوالپرسی به زبان انگلیسی...

ما را در سایت احوالپرسی به زبان انگلیسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 116 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 14:18

I Hide My Tears When I Say Your Name
But The Pain In My Heart
Is Still The Same
Although I Smile
And Seem Carefree
There Is No One Who Misses You
More Then Me

احوالپرسی به زبان انگلیسی...

ما را در سایت احوالپرسی به زبان انگلیسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 14:18

cite: ذکر کردن

cost effective : مقرون به صرفه

contract :قرارداد .کاهش . مخفف کردن

antidote :پادزهر

deduce: نتیجه گرفتن

induce: وادار کردن

myth: اسطوره

disorderly: نامنظم

array : صف . نظم . رژه

exploratory: اکتشافی . کاوشی

احوالپرسی به زبان انگلیسی...

ما را در سایت احوالپرسی به زبان انگلیسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 14:18

Accept : پذيرفتن Accident : تصادف، حادثه Accuse : متهم کردن Across : از اين سو تا آن سو، از عرض Act: عمل کردن Activist: طرفدار عمل Actor :هنرپيشه Add :جمع کردن، افزودن Administration : حكومت Admit :پ احوالپرسی به زبان انگلیسی...

ما را در سایت احوالپرسی به زبان انگلیسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 101 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 14:18

The ugly duckling Mummy Duck lived on a farm. In her nest, she had five little eggs and one big egg. One day, the five little eggs started to crack. Tap, tap, tap! Five pretty, yellow baby ducklings احوالپرسی به زبان انگلیسی...

ما را در سایت احوالپرسی به زبان انگلیسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 86 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 14:18

1 Hello.
2 Good moing.
3 I’m John Smith.
4 Are you Bill Jones?
5 Yes I am.
6 How are you?
7 Fine, thanks.
8 How is Helen?
9 She’s very well, thank you.
10 Good afteoon Mr. Green.
11 Good evening Mrs. Brown.
12 How are you this evening?
13 Good night, John.
14 Good-bye, Bill.
15 See you tomorrow.

احوالپرسی به زبان انگلیسی...

ما را در سایت احوالپرسی به زبان انگلیسی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 14:18

صفحه بندی